یاری: دبیر کل مجمع روحانیون مبارز با بیان اینكه همه مسئولان کشور قابل نقد هستند ،تاكید كرد:«اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند.»
به گزارش سلام ، آیت الله موسوی خوئینیها در دیدار با دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه علامه طباطبایی در بیان تبیین مفهوم اصلاح طلبی گفت:«بعد از پیروزی انقلاب دو گروه سیاسی چپ و راست داشتیم که چپ ها امروز با نام اصلاح طلب شناخته می شوند و جریان اصولگرا هم با هر تعریفی که از اصولگرایی داشته باشیم همان جریانی است که روزگاری جناح راست نامیده می شد.»
وی افزود:«برخی از مفهوم چپ تصوری دارند که گویی جناح چپ سابق اکنون نمی تواند اصلاح طلب باشد. البته باید در نظر داشت که از زمانی که عنوان اصلاحطلب مطرح شد ما مفهوم اصلاح طلبی را روشن نکردیم. در آن زمان ما واژه اصلاح طلبی را به کار نمی بردیم و فقط مسائلی را که مد نظر داشتیم مطرح می کردیم. من نمی دانم چه انسان خیراندیشی اولین بار از واژه اصلاح طلبی استفاده کرد، اما هرکسی که بود کار شایسته ای را انجام داد. در ابتدا جریان مقابل هم تلاش می کرد خود را اصلاح طلب بنامد اما موفق نشدند این واژه را مصادره کنند. البته ما هم در ابتدا تلاش نمی کردیم که اصلاح طلب خوانده شویم. در هرصورت ما اصلاح طلب نامیده شدیم و طرف مقابل اصولگرا.»
مسئولین دچار خودباختگی شدهاند
موسوی خویینیها با بیان اینكه اصلاح طلبی معنایش این نیست که بحران های اقتصادی و اجتماعی را حل کنیم،اظهار داشت:«اصلاح این موارد وظیفه هر دولتی هست اما ما به خاطر این موارد اصلاح طلب نامیده نمی شویم. چون همه دولت ها به دنبال حل این مسائل هستند. دولت فعلی هم گرچه از نام اصلاح طلبی خودداری می کند اما مدعی است که در 16سال قبل از دولت فعلی همه چیز خراب شده و فساد افزایش یافته و مسئولین دچار خودباختگی شده اند و حالا قصد بهبود و اصلاح امور را دارد.»
به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود
وی خواست عموم اصلاح طلبان را داشتن یک کشور اسلامی، آباد، پیشرفته و آزاد دانست و گفت:«اصلاح طلبان برای توسعه کشور هر کاری لازم باشد انجام میدهند و هر فداکاری که لازم باشد می کنند. برای توسعه و پیشرفت کشور حاضرند از گذشته ها عبور کنند تا به مطلوب برسند. از نظر حضرت امام (ره) واجب ترین مسئله این است که نظام حفظ شود تا کشور سرپا بماند. حفظ نظام از اوجب واجبات است، یعنی باید از برخی واجبات و محرمات (اگر لازم باشد) عبور کرد تا نظام حفظ شود اما در جناح مقابل اصلاح طلبی، نگاه متفاوتی وجود دارد و منافع نظام به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود.»
نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت
دبیر مجمع روحانیون مبارز ادامه داد:«اصولگرایان عقایدی را برای خود به عنوان اصل در نظر گرفته اند ومی گویند به هیچ عنوان از آنها عدول نمی کنیم و برایشان هم فرق نمی کند که کشور چه وضعی پیدا خواهد کرد. اگر کسی بگوید وضع اقتصادی ما بد است آنها می گویند عیبی ندارد مهم این است که ما از اصولمان عدول نکنیم. اگر بگویید با این اصول ممکن است اوضاع سیاسی کشور به هم بریزد و مشکلی ایجاد شود می گویند عیبی ندارد. اصول آن ها یک دسته عقاید دینی است که چنان برایشان قطعی است که هرکس خلاف آن بگوید کفر است و باطل. یعنی یک دسته عقاید را با استنباط خودشان چنان اصل می گیرند که به هیچ وجه از آن عدول نمی کنند حتی اگر کشور از دست برود. بحث ما با اصولگرایان این نیست که مسلمان باشیم یا نباشیم. اصلاح طلبان هم به دنبال کشور اسلامی هستند، اما کشوری که عقب مانده وفقیر باشد را به هیچ عنوان اسلامی نمی دانند. ما می خواهیم مسلمان باشیم اما مسلمان پیشرو و توسعه یافته، نه مسلمان عقب افتاده ای که فاصله اش با دنیای امروز یک فاصله تاریخی باشد. پس ما هم می خواهیم مسلمان باشیم و هم کشورمان اسلامی باشد. دین در کشور ما ریشه دار است اما نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت و نباید طوری بشود که نتوانیم در دنیا سربلند کنیم.»
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام یادآور شد:«امام خمینی در زمان حیاتشان این موضوع را پذیرفتند که درست است ما مسلمانیم اما نمی خواهیم به بهانه اسلام جلوی پیشرفت کشور گرفته شود و کشورمان عقب افتاده شود، لذا نهادی درست می کنند به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام و می فرمایند اگر شورای نگهبان مصوبه ای را خلاف شرع دانست و مجلس هم بر آن پافشاری کرد، آن مسئله به مجمع تشخیص برود و اگر مجمع، تشخیص داد قانونی که مجلس تصویب کرده به صلاح کشور است اجرا شود. این نشان می دهد که امام قبل از هر چیزی به فکر پیشرفت کشور بود و قصد اصلاح امور را داشت و نمی خواست به هیچ بهانه ای کشور عقب بماند ولی طرف مقابل ما می گوید هیچ چیز نباید خلاف شرع باشد و از شرع تفسیری ارائه می دهد که با پیشرفت و توسعه در تعارض است.»
وی تصریح كرد:«امام خمینی (ره) حتی معتقد بودند همین که لایحه ای در کمیسیون تخصصی دولت بررسی شده و تصویب می شود و در هیات دولت هم مورد تائید قرار گرفته و سپس در کمیسیون های تخصصی مجلس هم مورد تصویب قرار گرفته و در انتها نمایندگان هم در صحن علنی با رای خود اعلام می کنند که به صلاح کشور است، برای اجرایی شدن قانون کافی است، ولو این که شورای نگهبان آن را خلاف شرع تشخیص دهد. با این حال از باب احتیاط مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل داده شد.»
چرا میرحسین میگوید اصلاح طلب اصولگرا؟
موسوی خویینیها با بیان اینكه در اصلاح طلبی هم اصولی وجود دارد،اظهار داشت:«برخی گمان می کنند اینکه مهندس موسوی می گوید من اصلاح طلب اصولگرا هستم منظورش این است که به اردوگاه اصولگرایان تعلق دارد. این اشتباه است چون معنای حرف او این است که با در نظر گرفتن اصول، اصلاحات را پیش می برد. یکی از اصول این است که« میزان رای ملت است » و هر چیزی که در راه این اصل مانع ایجاد کند باید برداشته شود. اصل مهم برای اصلاح طلبان این است که مردم باید سرنوشت کشور را تعیین کنند و هر کاری که مانع انجام این اصل است باید برداشته شود نه این که به بهانه دیگری و هر روز هم به یک بهانه اصل بودن «میزان رای ملت است» زیر پا گذاشته شود.»
کاری کردند که دیگر میزان رای ملت نیست
وی با بیان اینكه مملکت ما اسلامی است و مجلس شورای اسلامی داریم،گفت:«در این مجلس، هر قانونی که تصویب می شود باید اسلامی باشد و کسانی باید نمایندگی مردم را در مجلس برعهده بگیرند که به قوانین شرع پایبند باشند. ولی با این تصور و با این پیش فرض برخی گفتند باید فیلتری بگذاریم تا همه آنهایی که می خواهند به مجلس بروند معتقد به اسلامی باشند که ما می فهمیم و نیز آدم هایی باشند که مطمئن باشیم وقتی به مجلس می روند قوانینی را تصویب کنند که ما آن ها را شرعی می دانیم. این تصور اصولگرایان که منجر به نظارت استصوابی شد در عمل یک نتیجه داشت و آن اینکه میزان رای ملت نیست. یعنی آنها خودشان را به چیزی پایبند کردند که نتیجه آن این شد که در سرنوشت کشور میزان رای ملت نیست. پس آن اصولگرایی که نتیجه آن زیر پا گذاشتن این اصل اساسی است ضد اصلاحات و مردود است. چرا که اساسا مردم باید نماینده خود را به مجلس بفرستند نه اینکه از بالا برایشان مصلحت سنجی شود. اما این که بعضیها می گویند ما باید تشخیص دهیم چه افرادی برای حضور در مجلس صلاحیت دارند معنایش این است که میزان رای ملت نیست.»
شاه هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم
دبیر مجمع روحانیون مبارز به این گفته میر حسین موسوی اشاره كرد كه "اصلاح طلبی هستم که به اصول مراجعه می کنم" ،گفت:«معنایش این حرف این است که به اصل حاکمیت مردم پایبند است. مهندس موسوی اعلام کرده است که با نظارت استصوابی مخالف است. چون این نظارت، رای ملت را نادیده می گیرد. اساسا انقلاب برای این انجام شد که نظر مردم لحاظ شود. اگر قرار بود دیگران برای مردم تعیین تکلیف کنند و نظر مردم کنار گذاشته شود نیازی به انقلاب نبود. مگر مردم با شاه چه مشکلی داشتند؟ آیا مشکل فقط این بود که اعلیحضرت نماز نمی خواند؟ مشکل اصلی این بود که شاه هم مردم را صاحب رای نمی دانست. او هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم.»
وی ادامه داد:«شاه در مصاحبه ای گفته بود چون من پدر مردم ایران هستم تا زمانی که مردم به رشد سیاسی و فکری دست پیدا نکردند که صلاح خود را تشخیص دهند من به جای آن ها تصمیم می گیرم. در حالی که اگر قرار است اینگونه رفتار شود مردم هیچ گاه به رشد نمی رسند. به همین خاطر تصمیم گرفتند نظامی مردمی برپا کنند. حالا اگر قرار باشد میزان رای ملت نباشد، اصلا نیاز به آن همه رنج ها و مرارت ها و شهید دادن ها و انقلاب نبود.»
اصولگرایان اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود
دادستان اسبق كشور خواست اصلاح طلبان را دارا بودن کشوری اسلامی، توسعه یافته، پیشرفته و مترقی دانست واظهار داشت:«انتظار این است كه مردم کشور حداقل، یک زندگی معمولی وانسانی داشته باشند و در این راه هرچیزی که مانع ایجاد می کند باید کنار گذاشته شود. اصولگرایان اما اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود. »
نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست
وی با بیان اینكه تحقق عملی اصل مترقی «میزان رای ملت است» در گرو انتقاد آزاد از مسئولان است ،اظهار داشت:«اگر مردم نتوانند عملکرد مسئولان را نقد کنند چگونه می توانند نظرشان را اعلام کنند؟ نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست. آن برگهها نتیجه نظر مردم است که در طول سال ها مطرح میشود. رای مردم در طول چندین سال بر اثر مباحثه ها و نقد ها شکل می گیرد و برای همین نباید به هیچ بهانهای جلوی انتقاد را گرفت و در انتقاد کردن نباید استثنا قائل شویم. نمی شود بگوییم از دربان وزارتخانه می شود انتقاد کرد اما از خود وزیر نمی شود انتقاد کرد. نمی شود گفت از وزیر می شود انتقاد کرد اما از رئیس جمهور نمی شود انتقاد کرد. پذیرفتنی نیست عده ای بگویند از رئیس جمهور می شود انتقاد کرد اما از سایر اركان نظام نباید انتقاد کرد .»
نباید اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود
موسوی خویینیها با بیان اینكه حرمت همه مسئولان باید حفظ شود چون حفظ حرمت آنان احترام به ملت است و احترام به انقلاب و کشور است،اظهار داشت:«اما این حفظ حرمت نباید آنقدر اصل گرفته شود، به طوری که جلوی نقد گرفته شده و اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود. همه مسئولان کشور قابل نقداند. اگر جلوی انتقاد گرفته شود، از مردم چه انتظاری داریم که پای صندوق بیایند و رای بدهند و رای آنان بر اساس تحلیل و درک صحیح مسائل کشور و تمیز مصالح از مفاسد باشد؟ اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند! اگر قرار است با درک درست از شرایط کشور رای داده شود لازمه اش این است که همه نقد شوند. اگر ما تصور کنیم که فقط در این کشور بعضی ها هستند که اشتباه می کنند اما بعضی ها هرگز اشتباه نمی کنند خلاف اصلاح طلبی است. همه احتیاج به نقد دارند. همه مردم از عادی ترین فرد تا عالی ترین مقام کشور باید قبول کنند که اشتباه می کنند و نیاز دارند که اشتباهات یادآوری شود.»
وی با بیان اینكه بین امر اجتماعی و حوزه خصوصی تفاوت وجود دارد،اظهار داشت:«اشتباه مسئولان و انتقاد از عملکرد آنها یک امر اجتماعی است. عملکرد مدیریتی در حوزه سیاسی مانند رابطه دو مسلمان نیست که گفته می شود اگر مسلمانی اشتباه کرد به او آهسته و در گوشی اشتباهش یادآوری شود تا آبرویش ریخته نشود. در موضوعات شخصی باید خصوصی تذکر داده شود اما در کار حکومتداری و مسائل اجتماعی، مسئولان باید بپذیرند که علنی نقد شوند. شهروندان باید حق داشته باشند تا علنی وآزاد مسئولان را نقد کنند.»
نمایده امام در سازمان حج و زیارت خاطر نشان كرد:«اگر این اصل پذیرفته شود که "میزان رای ملت است" ، باید تمام اقتضائات آنرا پذیرفت و در این راه هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. اصل سوم از نظر اصلاح طلبان این است که همه چیز باید بر محور قانون باشد. برای همین اصلاح طلبان هیچ شخصی را فراتر از قانون نمی دانند و این یک تفاوت مهم میان اصلاح طلب با غیر اصلاح طلب است. ما در اداره یک کشور نمی توانیم یک اصل فراقانونی را بپذیریم. اگر ما یک اصل را فرا قانونی بدانیم کم کم این مسئله به نقاط دیگر سرایت می کند ، همچنانکه امروز می بینیم کشوری که قرار بود بر خلاف رژیم گذشته همه چیزش بر مدار قانون باشد امروز به وضعی رسیده که آقای میرحسین موسوی ناچار شده بگوید خطری که کشور را تهدید می کند قانون شکنی است . این قانون شکنی آنقدر رواج پیدا کرده است که تبدیل به هنجار شده است و گویی برخی مسئولان می توانند و حق دارند قانون شکنی کنند.»
امروز قانون شکنی عادی شده
وی ادامه داد:«ما امروز شاهدیم که مجلس هم دیگر چندان حساسیتی به قانون شکنی نشان نمی دهد. ظاهرا قانون شکی آنقدر عادی شده که نمایندگان مجلس هم بعد از یکی دو بار تذکر و بعد از مواجهه با موارد متعدد قانون شکنی کوتاه آمده و به این قانون شکنی ها عادت کرده اند و این وضع یکی از نتایج پذیرفتن امر فراقانونی و از نظر اصلاح طلبی مردود است.»
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام در در پاسخ به سوال حاضرین که چرا اصلاح طلبان خود را نقد نکردند؟گفت:«این درست نیست که بگوئیم اصلاح طلبان خود را نقد نکرده اند. آن ها خود را نقد کرده اند و من شنیده ام در برخی احزاب اصلاح طلب در داخل خودشان نقدهای مفصلی صورت گرفته و این نقدها مکتوب هم شده است.»
موسوی خویینیها به گفته برخی افراد مبنی بر اینكه بعضیها می گویند اصلاح طلبان در هشت سالی که دولت را داشتند نتوانستند کاری انجام دهند ،اظهار داشت:«من بر خلاف آنان معتقدم کارهای بسیاری انجام گرفته است. اما دو مسئله باعث شد چنین تصوری ایجاد شود.از یک طرف مخالفان اصلاحات برای ضعیف نشان دادن آنها القا کردند که اصلاح طلبان کاری انجام نداده اند و چنین القا کردند که گویا اصلاح طلبان می خواستند ساختار شکنی کنند و ساختار نظام را تغییر دهند و نتوانستند! این یک تبلیغ دروغ بود و نتیجه گیری از آن هم غلط بود. از طرف دیگر برخی اصلاح طلبان هم من باب تواضع گفتند که ما کاری برای مردم انجام نداده ایم. معنای این حرف این است که لیاقت مردم بیش از این حرف ها است و ما به اندازه شایستگی مردم کاری نکردیم. اما این حرف آنقدر تکرار شد که عده ای گمان کردند منظور این است که اصلاح طلبان در طول 8 سال خوابیده بودند و واقعا هیچ کاری انجام ندادند. آمار و ارقام نشان می دهد اصلاح طلبان در دوره خود بسیار موفق بوده اند. این در حالی است که این دولت اگر یک دهم دولت اصلاحات عمل کرده اما آن را صد برابر جلوه می دهد.ولی اصلاح طلبان ده برابر این دولت کار کرده اند اما از باب اخلاق و تواضع می گویند کاری نکرده ایم.»
برخی اصولگرایان برای رسیدن اصلاح طلبان به قدرت به ترور و کشتن متوسل شدند
وی تاكید كرد:«موانعی که اصلاح طلبان برای ایجاد تحول در کشور پیش رو داشتند در حد هر نه روز یک بحران بود. اینگونه نبوده است که راه اصلاح طلبان یک اتوبان پهن آسفالت بوده باشد که آنها می توانستند با سرعت حرکت کنند اما با کندی حرکت کردند. راه اصلاح طلبی جاده ای نا هموار با موانع فراوان بود. برخی مخالفان اصلاحات با اعتقاد راسخ مقابل آن ایستاده بودند و به هر قیمت تلاش می کردند جلوی آن را بگیرند. برخی اصولگرایان از روی ایمان و اعتقاد و از عمق جانشان فکر می کنند که واقعا اصلاح طلبان دین و ایمان و انقلاب و امام را بر باد می دادند و معتقد بودند به هر قیمتی هست باید جلوی آن را گرفت و به هر قیمتی هم که هست نباید اجازه دهیم که به حکومت برگردند و برای این هدف به ترور و کشتن هم متوسل شدند.»
شگرد اصولگرایان برای زدن خاتمی
موسوی خویینی ها با بیان اینكه جریان اصلاح طلبی جریان یکدستی نبوده و در زیر چتر آن افرادی با گرایش های مختلف جمع شده بودند،اظهار داشت:«در جریان اصلاح طلبی عده ای وارد شدند که دنبال اهداف دیگری بودند. ما نباید تصور کنیم خودمان فرشته های آسمانی هستیم و رقیب ما شیطان است. در جریان اصلاح طلبی هم برخی زیر چتر اصلاح طلبی آمدند ولی مطالبات دیگری داشتند. اینها چون نمی توانند با تابلوی خود وارد شوند زیر تابلوی اصلاح طلبی جمع می شوند تا به اهداف خودشان برسند. این افراد بهانه ای دست رقیب می دهند تا شمشیر را روی سر تمام اصلاح طلبان بگیرد.»
وی ادامه داد:«در زیر چتر اصلاحات عده ای بودند که داعیه اصلاح طلبی داشتند اما اصلاح طلبی را با کنار گذاشتن دین ممکن می دانستند، عده ای می گویند لازم نیست دین را کنار گذاشت اما نباید در سیاست دخالتش داد، عده دیگری می گویند داخل شدن دین در سیاست اشکالی ندارد اما به این شکلی که امروزه اتفاق افتاده کار درستی نیست. برخی هم کاملا چارچوب ها را قبول دارند اما به روش ها ایراد دارند. امروز به لطف خدا این مسائل با نقدی که اصلاح طلبان از خود داشته اند روشن شده است. با این حال طرف مقابل همه اصلاح طلبان را به یک چوب می زند و حتی اصلاح طلبانی را که کاملا معتقد به چارچوب ها هستند را هم می زنند. در بین اصلاح طلبان هم افرادی بودند که آقای خاتمی با آنها نسبتی ندارد. ولی طرف مقابل هم آقای خاتمی وهم آن دسته از اصلاح طلبان را همزمان می زند. چرا که معتقد است برای زدن آقای خاتمی این یک بهانه خوبی است.»
دبیر كل مجمع روحانیون مبارز با تاكید بر اینكه البته این افراد باید بتوانند آزادانه در جامعه نظرات خود را مطرح کنند در بیان دلیل این سخن خود گفت:«چون به هر صورت آدمهایی در جامعه وجود دارند که با دین مخالف هستند. با زور که نمی توان صدای همه را خاموش کرد. منطقی که معتقد به خاموش کردن صدای مخالف است اساسا منطق غلطی است. عده ای گمان می کنند با ایجاد اختناق در کشور، معاندین با دین از میان می روند، در صورتی که اینگونه نیست، این روش نتیجه عکس می دهد، اتفاقا اگر این افراد بتوانند حرف خود را بزنند و همه حرف ها شنیده شود مردم در دین خود راسخ تر می شوند.»
جریان اصولگرا با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند
وی خاطر نشان كرد:«اصلاح طلبان دیندار هستند اما معتقدند کسانی که دین ندارند هم باید حرف خود را بزنند چون در نهایت این مباحث به نفع دین تمام می شود. پس اصل چهارم در اصلاح طلبی آزادی مخالفان در اظهار عقاید است . اما مدعیان اصولگرایی می خواهند با سر نیزه همه مخالفان را ساکت کنند. ظاهرا بعضی ها از مخالفان دینداری در این کشور آنقدر هراس دارند که می ترسند تا کسی حرفی زد مردم از دینشان برگردند ولی هرگز اینگونه نیست. اگر مخالفان دین در جامعه آزادانه استدلال های خود را مطرح کنند مدافعان دین در دفاع از دین خود جدی تر می شوند تا این که چشمان خود را ببندند و فکر کنند که مخالفی وجود ندارد. هرچند اصلاح طلبان باید صف خود را از دین ستیزان جدا کنند اما این به معنای نابود کردن آنها نیست. فرق اساسی اصلاح طلبان و اصولگرایان در این زمینه این است که اگر اصلاح طلبان حاکم باشند اجازه می دهند کسانی که مخالف دین هستند آزادانه حرف خودشان را مطرح کنند و همه متوجه می شوند که گروهی نظراتی مخالف دارند و باید برایش فکری کرد ولی وقتی که جریان اصولگرا حاکم است با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند و نمی فهمند که چنین تفکری هم وجود دارد و خطر این تفکر و این روش این است که همه چیز و همه کار را به دین می چسبانند و مخالف آن را مخالف دین معرفی می کنند تا مجوز برای سرکوب بتراشند و به این ترتیب همه آدم ها مقدس می شوند و همه کارها مقدس می شود و مخالفان آن ها، مخالفان مقدسات می شوند! »
دادستان اسبق كشور با تاكید بر اینكه یک کشور برای این که مقتدر باشد لازم نیست چنین نمایش دهد که تمام مردم یک نفر را قبول دارند،اظهار داشت:«این اتفاق مانند انتخابات صدام خنده دار می شود که در رفراندومی که برگزار کرد فقط یک نفر به او رای منفی داده بود. وقتی همه موافق یک مسئول باشند معلوم است که مسخره و خنده دار می شود. دنیا هم چنین چیزی را قبول نمی کند چرا که خدا هم طرفدارانش صد در صد نیست.»
اصلاح طلبان باید خودشان را وسط خیابان آتش میزدند تا ثابت شود به دنبال تحول هستند؟
وی خطاب به دانشجویان گفت:«به دانشجویان عزیز توصیه می کنم که برای اصلاح طلبی ابتدا مشخص کنند که دنبال چه هستند و اگر افرادی هستند که در این هدف مشترک نیستند صفشان را جدا کنند. اگر کسانی با اصل دین مخالفند حق اظهار نظر دارند اما باید صفشان را از اصلاح طلبان جدا کرد. من به کسانی که اصلاحات را متهم به کند روی می کنند می گویم در شرایطی که اصولگرایان به تمامی ابزارهای نظامی، انتظامی و قضایی مجهز بودند اصلاح طلبان باید چه می کردند تا متهم به کند روی نشوند؟ آیا باید خودشان را وسط خیابان آتش میزدند تا ثابت شود دنبال تحول هستند؟ اصلاح طبان در حدی که مقدور بود کار انجام دادند.»
متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت تلقی شد
موسوی خویینیها با بیان اینكه اصلاحات با ایجاد بلوا، آشوب و شورش پیش نمی رود،اظهار داشت:«برای همین اصلاح طلبان تا حدی جلو می رفتند که منجر به شورش نشود، آنها تا حد امکان پیش رفتند اما کار را به جایی نرساندند که کشور با بحرانی بزرگ رو به رو شود. اصلاح طلبان در شرایطی بودند که تحصن نمایندگان مجلس را مخالفانشان بدتر از کفر ابلیس معرفی می کردند! تحصن نمایندگان مدنی ترین نوع اعتراض سیاسی بود که می شد انجام داد. اما دیدیم که چه بلوایی سر آن به راه انداختند و آن را در حد مخالفت با نظام و اسلام بالا بردند و آنقدر در مورد تحصن بد گفتند که متاسفانه برخی از اصلاح طلبان هم با آنها هم نظر شدند و قبول کردند تحصن کار غلطی بود و به متحصنین خرده گرفتند و در نهایت هم دیدیم که صلاحیت متحصنین به جرم یک تحصن آرام رد شد. این در حالی است که متحصنین با نزاکت ترین شکل اعتراض را انجام دادند. آنها نه بلوا کردند و نه مردم را به شورش دعوت کردند، فقط در مجلس متحصن شدند. اما محافظه کاران همین تحصن ساده را به معنی مخالفت با نظام و همصدایی با دشمن تعبیر کردند. البته این که تحصن چه نتیجه ای داشت و می شد چه دستاوردی داشته باشد بحث دیگری است، موضوع این است که متحصنین برای اعتراض این راه به ذهنشان رسید. من هرچه فکر می کنم متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه و با نزاکت تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت و ناپسند تلقی شد که به متحصنین دیگر هیچگاه اجازه نمی دهند نماینده شوند و صلاحیتشان را رد کردند. »
راه انتقاد باید آزاد باشد
وی انتقاد از مسئولان و اعتراض به عملکرد آنان را حق شهروندان دانست وگفت:«نمی شود برای اعتراض از کسی اجازه گرفت. ممکن است یک اعتراض یا انتقاد غلط باشد اما چارهای نیست راه انتقاد باید آزاد باشد. نمی شود که از طرف حاکمیت کمیسیونی تشکیل داد تا هر کسی انتقاد یا اعتراضی داشت از آن جا مجوز بگیرد. من معتقدم نمایندگان اصلاح طلب مجلس و دولت خاتمی در حد توان کار کردند. حتی برخی به شدت تهدید شدند اما نمی شود آن ها را به کم کاری متهم کرد. حقیقت این است که موانع بر سر راه، موانع بسیار سختی بود و این موانع هنوز هم وجود دارد.»
اگر کسی می خواهد بگوید انتخابات، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد
موسوی خویینیها تصریح كرد:«اکنون ما راه دیگری به جز راه اصلاح طلبی نداریم و باید اصلاحات را با حضور در عرصه انتخابات پیش ببریم. نمی شود کنار نشست و گفت در انتخبات شرکت نمی کنیم. اینکه انتخابات سالم برگزار می شود یا نمی شود دست ما نیست اما ما تا وارد عرصه انتخابات نشویم سلامت یا عدم سلامت انتخابات را نمی شود به مردم نشان داد. ما باید تمام تلاش خود را بکنیم چون با قهر کردن و رای ندادن کاری از پیش نمی رود. کسی اگر می خواهد بگوید انتخابات ، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد. اگر گروه ها در عرصه حضور نداشته باشند مردم آنها را فراموش خواهند کرد.»
وی با بیان اینكه امروز راه ما روشن است،گفت:«امروز راهی داریم که هموار نیست، سنگلاخ و دست انداز دارد، مرارت و سختی دارد اما می توان در آن حرکت کرد. هر کسی که به آینده کشور فکر می کند راهی جز شرکت در انتخابات ندارد. در این زمینه هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست. عدم حضور در صحنه هیچ مشکلی را حل نمی کند . بعضی ها فکر می کنند اگر در انتخابات حاضر نشوند تمام محاسبات و معادلات مخالفان را به هم می ریزند، اما اینگونه نیست. کسی که در صحنه سیاسی کشور حاضر نشود فراموش می شود. اتفاقا اگر ما را از در هم بیرون کردند باید از پنجره وارد شویم و تا جایی که ممکن است باید حرف زد و نوشت و در صحنه های گوناگون حضور داشت.»
انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کند
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام به آینده اصلاحات اشاره كرد و گفت:«در صورت پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات، اگر وضعیتی که اکنون گرفتار آن هستیم متوقف شود خودش کار بزرگی است. متاسفانه دولت نهم هر روز دارد بنیان هایی که در سال های گذشته درست شده بود را ویران می کند. ما فکر می کنیم مهندس موسوی با توجه به تجربه مدیریت کشور در زمان جنگ می تواند اوضاع را سروسامان دهد، چون ایشان توانایی جذب نیروهای متخصص و کارآمد را دارد و با تفکر تصمیم گیری می کند. اما با توجه به وضعیت بد کشور نباید توقع داشت که در چهار سال آینده حتی بتوان کشور را به شرایط قبل از چهار سال اخیر برگرداند. با این حال ما انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کرده و در درجه بعد با استفاده از تجربیاتش و افراد کاردانی که دورش جمع می شوند چند قدمی به سوی توسعه بردارد.»
دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع هسته ای اشاره كرد و گفت:«تصور عده ای بر این است که تاکید ایران بر دستیابی به انرژی هسته ای منجر به این بحران شده است اما اینگونه نیست. در زمان آقای خاتمی ایران راه خود را ادامه می داد و چنین بحرانی هم به وجود نیامد و پرونده به شورای امنیت هم نرفت. متاسفانه بعد از پایان دولت خاتمی، دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد.»
موسوی خویینیها ادامه داد:«اکنون مشکل ما این است که در کنار پرونده هسته ای کارها و اظهارنظرهایی انجام شده که مشکلاتی برای پرونده هسته ای ایجاد کرده است. این رفتارمسئولان ایران، باعث شده تا برای جهان سوظن ایجاد شود. دولت نهم از یک طرف قسم حضرت عباس می خورد اما از طرف دیگر دم خروس هم از جیبش پیدا است. از یک طرف می گویند با دنیا جنگ و دعوا نداریم و دنبال بمب اتمی نیستیم اما از طرف دیگر حرف از تغییر مدیریت جهان و هدایت دنیا برای جنگ با دشمنان می زنند. حرف ها و شعارهای طرح شده البته مصرف داخلی دارد و مسائلی مطرح می شود تا در داخل نظر مردم جلب شود، اما آمریکائی ها گمان می کنند لابد این صحبت ها جدی است و ایران در مسیر تغییر مدیریت جهانی دنبال بمب اتم است. این آقایان سعی می کنند برای لاپوشانی اشتباهات خود تمام مسائل را به غنی سازی گره بزنند اما اینگونه نیست. بسیاری از این حساسیت های غرب به خاطر اشتباهات و حرف های نابجا در حوزه های دیگر است که به انرژی هسته ای سرایت کرده است.»
موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید
وی همچنین در این دیدار به رابطه ایران و آمریكا اشاره كرد و گفت:«در یک نگاه منطقی و تحلیلی موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید. این مسئله توسط برخی افراد به یک مسئله بزرگ تبدیل شده است. نمی دانم چرا گاهی اوقات در این کشور موضوعات به قدری پیچیده می شود که حل آن دردسر آفرین می شود. به هر صورت ما زمانی انقلاب کردیم وآمریکا با انقلاب ما مخالفت کرد وما نیز متقابلا پاسخ آن را دادیم اما نباید تا ابد با آمریکا در یک وضعیت ثابت ماند.»
دبیرکل مجمع روحانیون مبارز خاطر نشان كرد:«اگر طرف مقابل حاضر است با ما رابطه خوبی داشته باشد ما نیز باید در برابر آن اینگونه عمل کنیم اما باید دقت کرد که در این مسیر نه دست و پایمان را گم کنیم ونه سر سختی بیش از اندازه نشان دهیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که آمریکا دیگرآمریکای 30 سال پیش نیست باید با آن کنار آمد و پیام اوباما هم تا حدودی این امر را نشان داد. وقتی آمریکایی ها می گویند ما می خواهیم با شما متفاوت از گذشته حرف بزنیم ما هم باید نوع دیگری رفتار کرده و به آنها علامت می دادیم که پیامتان را دریافت کردیم. به نظرم امروز برقراری رابطه با آمریکا از چنان پیچیدگی برخوردار نیست که ما در درون نظام نتوانیم درباره اش تصمیم بگیریم. حل این مسئله فقط به یک تدبیر عاقلانه نیاز دارد.»
اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد
وی در پاسخ به این سوال حاظرین که چرا روزنامه سلام پس از پایان مدت محکومیت دیگر منتشر نشد؟گفت:«آنها اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد. به این ترتیب که سه سال روزنامه را توقیف کردند و پنج سال من را از مشاغل مطبوعاتی محروم کردند. وقتی سه سال حکم توقیف روزنامه تمام شد من امکان انجام وظیفه مدیر مسئولی نداشتم و باید آن را به فرد دیگری واگذار می کردم. برخی دوستان پیشنهاد دادند کسی معرفی شود تا به حسب ظاهر مدیر مسئول باشد اما در واقع خود من روزنامه را اداره کنم. من این پیشنهاد را قبول نکردم چون درست نبود من کاری را انجام دهم و فرد دیگری مجبور شود در دادگاه پاسخگو باشد. اگر قرار بود فرد دیگری بیاید که با سلیقه خودش روزنامه را اداره کند آن روزنامه دیگر «سلام» نمی شد و می شد مجوزی با نام دیگری گرفت. بعد از پایان محرومیت مطبوعاتی من، مجوز سلام باطل شد چون دو سال از زمان رفع توقیف آن گذشته بود و منتشر نشده بود. به این ترتیب دیگر این روزنامه منتشر نشد.»
موسوی خویینیها همچنین در خصوص اجماع اصلاح طلبان نیز گفت:«اگر اجماع در نهایت اتفاق بیفتد خیلی خوب است اما این ماجرا از ابتدا به گونه ای پیش رفت که از نظر من الان دور از دسترس است. البته برخی از دوستان برخلاف من فکر می کنند و معتقدند بعد از شروع تبلیغات رسمی و روشن شدن وضعیت کاندیداها اجماع امکان پذیر است.»
در پی سنگاندازی و مخالفت مسئولان دولت مهروز نهم با برگزاری مراسم دوم خرداد با حضور سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی در دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی بیانیهای با مسئولان دانشگاه اتمام حجت کرد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسمه تعالی
«دانشگاه مبدا تحولات است»(امام خمینی(ره))
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با سابقه ای روشن در طول شصت و شش سال عمر خود قبل و بعد از انقلاب اسلامی، همواره به عنوان بخشی از بدنه دانشجویی دانشگاههای کشور حضوری فعال در عرصه تصمیمسازی جامعه و روشنگری آحاد ملت و دانشجویان داشته است. حفظ اصول و چارچوبهای ارزشمند و مقدس ملت ایران که در سالیان مبارزه برای کسب استقلال، آزادی، عدالت، توسعه و پیشرفت حاصل شده است، اعتقاد عینی و نظری به آنچه که خون هزاران شهید بهای آن بوده است، اعتقاد به قانون اساسی به عنوان مظهر میثاق ملی ایرانیان، پی گیری راه و منش امام خمینی(ره) به عنوان منادی هویت اسلامی و ایرانی ملت و در نهایت اعتقاد به نهاد دانشگاهی به عنوان مبدا تحولات و دانشجو به عنوان اساسی ترین عنصر شکل دهنده خرد جمعی از جمله این اصول و اعتقادات بوده است.
بر مبنای این اعتقاد و باور، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، همواره خود را موظف به حضور در صحنههای سرنوشتساز کشور و دانشگاه دانسته و در این میان تاکنون ذره ای اهمال ننموده است. موضعگیری های این تشکل در برهه های حساس و کلیدی کشور از سالیان دور تاکنون اثبات نموده که جز عزت و مصلحت دانشگاه، دانشجو و ملت، ذرهای نگاههای گروهی و جناحی و یا غیرعقلایی و خارج از چارچوبهای آکادمیک در تصمیمسازیهای انجمن اسلامی دانشجویان موثر نبوده است و حتی با شدت و دقت بسیار استقلال تشکیلات، روشها و نظرها در صدر امور بوده است.
اما همانگونه که مستحضرید با نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری، مجموعه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در عین توجه ويژه به حفظ اصول و ارزشهای ماندگار انقلاب اسلامی، در بیانیهها و موضع گیریهای متعدد خود نسبت به شرایط آینده کشور اعلام خطر نموده است. طی چهار سال گذشته با وجود تمام محدودیتها و امکانات اندک، انجمن اسلامی دانشجویان نگاه انتقادی خود را که حاصل از بینش خط امامی و اصلاح طلبانه میباشد حفظ نموده و نه تنها فشارها هیچگاه سبب خروج این تشکیلات از عقلانیت نگردیده است، بلکه کوشش شده است تا در بستری مبتنی بر تفاهم و تعامل فعال، در عین حفظ هویت ذاتی مجموعه، امور و برنامه ها انجام گیرد. از نظر ما انتخابات ریاست جمهوری فرصتی است برای عرضه نگاههای نو برای مدیریت کشور. فرصتی که اگر مغتنم شمرده نشود، به هیچ وجه مایه پیشرفت و تداوم نهضت مردمی و اسلامی ایران را فراهم نخواهد نمود.
بر مبنای این تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در موقعیت کنونی مهمترین رسالت خود را حضور فعالانه، هوشمندانه و همهجانبه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری میداند و لذا از سال گذشته تاکنون پیرامون انتخابات ریاست جمهوری برنامههای متعددی جهت آگاهسازی و هدایت جامعه دانشجویی و دانشگاهی تدارک دیده است. اما اکنون با نزدیک شدن به زمان برگزای انتخابات ریاست جمهوری و لزوم افزایش حجم فعالیتهای مجموعه انجمن اسلامی دانشجویان جهت هر چه پرشورتر شدن فضای انتخابات، کلیدیترین درخواستهای این تشکل با وجود شعارهای متعدد در لزوم وجود شور و نشاط در دانشگاهها نادیده گرفته میشود و سیاست دانشگاه، با تحکم عدم برگزاری برنامههای بزرگ و پرشور اعلام میگردد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در این راستا و جهت اتمام حجت با مسئولین دانشگاه و روشن شدن افکار عموم دانشگاهیان و دانشجویان لازم میداند پیرامون درخواست خود جهت برگزاری مراسم حضور جناب آقای مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی در دانشگاه تهران و عدم همکاری مسئولین دانشگاه به نکاتی چند اشاره نماید.
در ابتدا از کمکهای بی شائبه آقای دکتر رهبر، ریاست دانشگاه، آقای دکتر قمصری معاونت محترم دانشجویی، حجت الاسلام و المسلمین کلانتری، مسئول محترم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران و همچنین جناب آقای دکتر خرمشاد معاونت محترم فرهنگی اجتماعی وزارت علوم طی چند ساله گذشته، سپاسگزاری مینماییم و جهت عدم ایجاد هرگونه سوء تفاهم به این نکته اشاره میکنیم که رابطه مسئولین دانشگاه و تشکلهای دانشجویی رابطه ای دو طرفه و مبتنی بر درک متقابل و در نظر گرفتن مصالح دانشجویان میباشد. لذا مطمئنا این رابطه تا زمانی رابطهای منصفانه و دوستانه خواهد بود که طرفین در شرایط گوناگون مصالح عمومی دانشجویان و دانشگاه را بر هر مصلحتی ترجیح دهند و اصل را بر استقلال نهاد دانشگاهی بگذارند. در غیر این صورت مطمئنا بر این رابطه دو سویه خدشه وارد خواهد شد.
همانطور که در نشریات و بیانیه های مکرر اعلام گردیده است، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران پس از بحثهای فراوان و مشورتهای مکرر با اعضای خود، استراتژی حضور همهجانبه در انتخابات ریاست جمهوری را مشخص تدوین نمود و در قالب برنامهای زمانبندی شده پیگیری مینماید. لزوم برگزاری برنامهای فراگیر با حضور چهرههای کلیدی جریان خطامامی و اصلاحطلبی در دانشگاه تهران بخشی از این استراتژی میباشد که با توجه به نزدیکی انتخابات و درخواستهای مکرر و متعدد دانشجویان و شرایط مناسب روز دوم خرداد ماه در دستور کار شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان قرار گرفت. بر این مبنا حضور همزمان جناب آقای مهندس موسوی و جناب آقای خاتمی در دانشگاه تهران یکی از نمونه برنامههای مورد نظر بخش عمدهای از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان بود که با توجه به استقبال بینظیر از این دو شخصیت ملی در برنامههای پیشین(25 آذرماه و 13 اسفندماه 87)، لزوم استفاده از امکانات فراتر از سالنهای موجود دانشگاه را طبیعی مینمود. لذا انجمن اسلامی دانشجویان پس از بحثهای مکرر و سنجش کارشناسی حجم جمعیت و امکانات دانشگاه، درخواست خود را مبنی بر برگزاری برنامهای با حضور آقایان موسوی و خاتمی در روز دوم خرداد ماه و در استادیوم ورزشی دانشکده تربیت بدنی به هیئت محترم نظارت بر تشکلهای دانشجویی دانشگاه تهران ارائه نمود.
متاسفانه از ابتدای طرح خواسته انجمن اسلامی دانشجویان مبنی بر برگزاری برنامهای دانشجویی به مناسبت روز «دوم خرداد» به عنوان حماسهای ملی و مظهر اراده ملت بر تعیین سرنوشت خود، آقای دکتر رهبر، ریاست دانشگاه، قویا با برگزاری برنامهای در این روز با عنوان اینکه دوم خرداد متعلق به جناح و گروهی خاص است مخالفت ورزیدند و باب بحث را در این باره بستند. سوال ما اینجاست چرا «دوم خرداد» که بارها از سوی مقام معظم رهبری به عنوان حماسه ملی خطاب شده است و عموم مردم و دانشجویان به عنوان روزی ملی از آن نام میبرند، از سوی آقای دکتر رهبر روزی «باندی» تلقی میگردد و به عنوان روز حرام، مجوزی برای برنامه اعطا نمیگردد؟ اما با این وجود حتی پس از انعطاف انجمن اسلامی دانشجویان پیرامون تغییر روز همچنان با این عنوان که «سیاست» اینجانب برگزاری برنامه های اینچنین نیست، با اصل برنامه مخالفت نمودند.
لزوم برگزاری این برنامه بنا به دلایل کارشناسی در مکانی بزرگتر از سالن های دانشگاه برای کسانی که در برنامه های پیشین انجمن اسلامی دانشجویان حضور داشتهاند امری مسجل است، خطرهای جانی و امنیتی برگزاری برنامههایی که با حجم انبوهی از جمعیت در سالنهایی با ظرفیت ایستاده و نشسته حداکثر 1000 نفر همراه است مسئلهای است که در این برنامه کنترل آن خارج از اصول ایمنی و کارشناسی است. از طرفی دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر کشور از امکانات متعدد و سالنهای سرباز برخوردار است. صحن نمازجمعه و استادیوم تربیتبدنی دانشگاه دو مکانی است که انجمن اسلامی دانشجویان درخواست استفاده از آن را به عنوان امکانات مناسب این برنامه ارائه نمود. اما ریاست دانشگاه درخواست صحن نماز جمعه را به دلیل خارج بودن از حوزه مسئولیت و درخواست استادیوم تربیت بدنی را به دلیل عدم تامین امنیت توسط انجمن اسلامی دانشجویان با وجود اطلاع از توانمندی این تشکل در برگزاری برنامه هایی با حجم و گستردگی بیش از این، رد نمودند. البته پس از بحث های مکرر مشخص گردید ایشان «سیاست» خود را بر این مبنا نهاده اند. سوال اینجاست که اگر شعار حضور نامزدهای ریاست جمهوری در دانشگاه را میدهیم، آیا موظف به ایجاد امکانات جهت حضور آنان نیستیم؟ آیا موظف به تامین امنیت برنامههای نامزدها نیستیم؟ آیا برنامهای با حجم جمعیت چند هزار نفری در یک سالن هزار نفری پر خطرتر است یا در یک استادیوم 10 هزار نفری؟ آیا امکانات دانشگاه برای استفاده دانشجویان فراهم نگردیده است؟ آیا امکانات دانشگاه نباید به مجموعه تشکلهای دانشجویی اختصاص یابد؟
در این میان، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران با سعه صدر و پیگیریهای متعدد، بر مبنای روشی منطقی و عقلایی تلاش نمود از تمامی امکانات و مزیتهای خود جهت جلب نظر مسئولین دانشگاه و فراهم نمودن شرایط مدنظر طرفین استفاده نماید. همانطور که مستحضرید هیئت نظارت بر تشکلهای دانشجویی که متشکل از ریاست دانشگاه، نماینده وزیر علوم و مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه و معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه به عنوان دبیر جلسات میباشد، مرجع صدور مجوز جهت فعالیت تشکلهای دانشجویی است. لذا گفتگو با اعضای این هیئت سه نفره و کسب نظرات مساعد اعضا عموما امریست عادی که در برنامهها و تصمیمگیریهای حساس توسط اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان پیگیری میگردد. بخشی از نتایج حاصل از این گفتگوها به شرح ذل می باشد:
الف) حجتالاسلام و المسلمین جناب آقای کلانتری، مسئول محترم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، از ابتدا با توجه ويژه خود به انجمن اسلامی دانشجویان همواره تلاش نموده اند موضع استقلالی وحمایتی خود را نسبت به تشکلهای دانشجویی حفظ نمایند. این امر در جلسات پیشین هیئت نظارت بر تشکلهای دانشجویی نیز مشخص بود که ایشان نسبت به عملکرد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نظری مثبت دارند و در این برنامه نیز صریحا نظر خود را مبنی بر موافقت اصولی با برگزاری مراسم اعلام داشتند.
ب)جناب آقای دکتر قمصری معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران نیز همواره با سعه صدر تلاش نمودهاند شرایط و امکان فعالیت مداوم تشکلهای دانشجویی را فراهم نمایند و در چند سال گذشته بیشترین همکاری ممکن را با انجمن اسلامی دانشجویان مبذول داشتهاند. ایشان نیز در گفتگوهایی صریح چندین بار بر موافقت اصولی خود تاکید نمودند اما طبق قانون ایشان در جلسه حق رای ندارند و لذا تاکید نمودند با این وجود تمام تلاش خود را جهت ایجاد اجماع مبذول خواهند داشت.
ج) نماینده محترم وزیر جناب آقای دکتر حسینی، که البته تا به حال تنها در 2 جلسه هیئت نظارت به دلیل چند شغله بودن امکان حضور نداشتهاند، طبق گفتگوی شفاهی با جناب آقای دکتر قمصری با اصل برگزاری برنامه و تنها با شرط شرکت انحصاری دانشجویان موافقت نمود بودند.
د) انجمن اسلامی دانشجویان به دلیل اطلاع از نظر منفی ریاست دانشگاه بر برگزاری این برنامه در دو نوبت ضمن گفتگوی حضوری با ایشان تلاش نمود دلایل خود را بر لزوم برگزاری برنامه ارائه نماید، همچنین در گفتگوهای مکرر با ریاست محترم دفتر ایشان، جناب آقای مهنس زیویار نظرات خود را انتقال دادند. علاوه بر این جهت جلب اعتماد و نظر آقای دکتر رهبر، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان، در انتهای نشستی صمیمی با جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی نایب رییس محترم مجلس شورای اسلامی و مسئول اسبق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری به عنوان یکی از حامیان همیشگی خود، درخواست نمود که حسن نظر ایشان نسبت به برگزاری برنامه به ریاست دانشگاه تذکر داده شود و ایشان بنا به اعتماد همیشگی موافقت خود را اعلام داشتند.
همچنین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی نشستی طولانی(6 ساعته) با سخنگوی محترم دولت، جناب آقای دکتر الهام، ضمن بیان انتقادات و نگرانی های خود پیرامون عملکرد دولت، از ایشان در باب برگزاری این مراسم نظر خواستند که آقای دکتر الهام نیز با صراحت برگزاری این مراسم را تایید نمودند و تاکید و توصیه خود به آقای دکتر رهبر را تعهد نمودند.
با این اوصاف سوال انجمن اسلامی دانشجویان آن است که آیا باید به گوشها و چشمهای خود شک کنیم، یا به صداقت مسئولین دانشگاه؟ آیا در این میان عنصری خارج از دانشگاه در روند تصمیمسازیها اثر منفی داشته است؟ آیا مسئولین دانشگاه به صداقت و عملکرد مثبت مجموعه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران شک داشتهاند؟ آیا سیاست آقای دکتر رهبر و تصمیم فردی ایشان هیئت نظارت را از مشروعیت ساقط نموده است؟ این نوع نگاه مسئولین دانشگاهی به درخواست انجمن اسلامی دانشجویان سبب ایجاد شبهات متعددی گشته است، شبهات بسیاری که در ذیل تنها به معدودی از آنها اشاره میگردد:
تکروی و استبداد رای جناب آقای دکتر رهبر در محیطی آکادمیک و به عنوان ریاست دانشگاه تهران به چه معناست؟ آیا ایشان تاکنون درنیافتهاند که در دانشگاه اگر باب دیالوگ بسته شود و نظر دانشجویان و منطق و مصالح دانشگاه در اولویت قرار نگیرد همانا باب بیمنطقی و رادیکالیسم باز خواهد شد؟ آیا تحکم ایشان بر این مبنا که از مشورت و توصیه هیچکس پیروی نخواهند کرد و تصمیم نهایی همان است که ایشان اخذ میکنند در شان ریاست دانشگاه است؟
کنار گذاشتن خرد جمعی در محیط آکادمیک به چه معناست؟ آیا تاکنون رویه دانشگاه، استاد و دانشجو حرکت بر خلاف خرد جمعی بوده است که ایشان این طریق را انتخاب نمودهاند؟ مایه تاسف است که 30 سال پس از انقلاب اسلامی تا این اندازه در به کار گیری خرد جمعی افول نمودهایم که حتی شوراها و هیئتهای تصمیمگیر را جهت حفظ قدرت و سیطره خود بر دانشگاه از کارایی ساقط مینماییم.
آیا منافع زودگذر سیاسی و گروهی بر منافع و مصالح دانشگاهی اولویت دارد؟ آیا در صورت برگزاری برنامه هایی اینچنین کرسی ریاست دانشگاه در معرض خطر قرار خواهد گرفت؟ آیا دانشجو و دانشگاه حق استفاده از مزیت های سیاسی و فکری دانشگاه را به علت سلیقه های متفاوت با ریاست دانشگاه ندارد؟ اگر دارد پس چرا در برابر این رفتار متناقض کسی پاسخگو نیست و به محض احساس ایجاد حرکت های اثرگذار، سدی از مخالفتها و کارشکنیها ایجاد می گردد.
مسئولیت سردی حاکم بر دانشگاه در فضای انتخابات به عهده چه کسانی است؟ آیا کسانی که با سیاستهای غلط خود در برابر فعالیت های پرنشاط دانشجویان ایستادگی میکنند مسئولیت انحراف سیاسی دانشگاه را میپذیرند؟ آیا در برابر ملت ،خون شهیدان، امام بزرگوار و مقام معظم رهبری، به سبب عدم برگزاری انتخاباتی سالم، رقابتی و اخلاقی پاسخگو خواهند بود؟ آیا مسئولیت این امر را میپذیرند که خلاف فرموده امام راحل دانشگاه دیگر میدا تحولات نباشد؟
ادعای حضور همه جریانات درون نظام و دلسوزان انقلاب اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری چگونه با این تبعیض عریان قابل جمع است؟ اگر جنابعالی به عنوان رییس جمهور و نامزد انتخابات به دانشگاه تهران بیایید، مسئولین دانشگاه تهران همینگونه در تخصیص امکانات عمل خواهند نمود که برای رقیب جنابعالی عمل نموده اند؟ و یا اگر تشکل دیگری درخواست حضور جنابعالی در همین استادیوم را داشته باشد، آیا ریاست دانشگاه میتواند به بهانه عدم توانایی تامین امنیت با برگزاری برنامه مخالفت نماید؟ اگر اینچنین نیست چه کسی پاسخگوی این دوگانگی ها و تبعیضها خواهد بود؟
عدم اعتماد به مجموعه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران که در میان همه فعالین سیاسی و اجتماعی به عنوان تشکلی معتدل و منطقی و وفادار به آرمان های امام بزرگوار و انقلاب اسلامی شناخته میشود، نشانه چیست؟ آیا حلقه خودیها به این اندازه تنگ شده است که حتی دلسوزترین دانشجویان نیز به جهت اختلاف سلیقه حذف میگردند؟ آیا این همه دلسوزی و پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی چنین نتیجهای به بار آورده است؟ اگر امروز انجمنی با این خصوصیات هم تحمل نشود باید به حال فردای ایران و دولت جنابعالی تاسف خورد که سرمایه های ملی این مرز و بوم اینگونه با تنگ نظریها رفته رفته از بین می رود.
با این توصیفات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طبق استراتژی خود، عزم خود را برای حضوری پرشور در انتخابات جزم نموده است و تمام توان و امکانات خود را بر مبنای وظیفه شرعی،ملی و دانشجویی برای روشنگری افکار دانشجویان به کار خواهد بست. با توصیفاتی که عرض گردید، منطقا شرایط حاصل شده در برابر شعارها و بیانات جنابعالی قرار دارد. لزوم حضور فعالانه و پرشور نهادهای دانشجویی و دانشگاهی و همچنین نامزدها و شخصیت های سیاسی در دانشگاهها امریست که حقوق طبیعی آحاد ملت است و فراهم نمودن امکانات و شرایط اساسی این حضور بر عهده دولت و سازمانهای تحت امر آن می باشد.
لذا از جنابعالی درخواست دارد با توجه به آنچه که روایت گردید، پیرامون عملکرد متناقض مسئولین دانشگاه تهران پاسخگو باشید.
من الله توفیق
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری ثبت نام کرد
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی که در میان حلقه دوستدارانش با نمادهای سبز و گل و قرآن تا در ورودی وزارت کشور همراهی شد، دقایقی پیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
میرحسین موسوی که اواخر اسفندماه اعلام کاندیداتوری کرد، هم اکنون به عنوان یکی از رقیبان جدی دولت نهم مطرح است و انتقادات وی از نحوه عملکرد دولت نهم و احساس خطر وی از ادامه یافتن روش مدیریت کنونی دولت، مورد توجه بسیاری از دانشجویان، مردم، نخبگان و خبرنگاران رسانه ها قرار گرفته است.
خبرنگاران داخلی و خارجی که از قبل می دانستند مهندس موسوی ساعت 11 روز شنبه در ساختمان وزارت کشور حاضر خواهد شد، از ساعتی پیش از ورود وی در محل استقرار خبرنگاران حضور یافته اند.
تعداد خبرنگاران مستقر در وزارت کشور بیش از روزهای دیگر گزارش شده است و حضور خبرنگاران خارجی چشمگیر است.
جمعی از دوستداران مهندس موسوی با شال ها و نمادهای سبز در مقابل وزارت کشور در انتظار ورود مهندس موسوی به وزارت کشور برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری بودند که جمعی از مردم نیز به آنها پیوستند. حاضران گل و قرآن داخل سینی گذاشته بودند و جمعیت حاضر در مقابل وزارت کشور، عکس خاتمی و میرحسین در دستانشان گرفته بودند.

چند تن از این دانشجویان به خبرنگار قلم نیوز گفتند که برای خوش آمدگویی و بدرقه مهندس آمده اند و با نمادهای سبز رنگ می خواهند به همه مردم یادآور شوند که رنگ سبز، یکی از رنگ های پرچم ایران و نماد دوستداران میرحسین است و ان شاءالله این سبزی همیشه باقی بماند.
بیشتر افرادی که در مقابل وزارت کشور حضور دارند، از دانشجویان دانشگاه تهران هستند که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.

همزمان با ورود مهندس موسوی به خیابان فاطمی، ترافیک سنگینی در این خیابان به وجود و مردمی که به دانشجویان پیوسته بودند یکصدا شعار می داند: «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد بوی خمینی آمد»، «یا حسین، میرحسین»، «رییس جمهور ما سید آل عبا»، «میرحسین خدانگهدار تو».
میرحسین که خودش رانندگی می کرد و با پراید همیشگی اش به وزارت کشور نزدیک می شد، در حلقه جمعیت مشتاق و علاقه مند حرکت می کرد.
زمانی که مهندس می خواست وارد وزارت کشور شود، مردم دور را گرفته بودند و حرکت برای مهندس امکان پذیر نبود. زمانی که مسوولان وزارت کشور می خواستند در را ببندند، تعداد جمعیت حاضر به گونه ای بود که امکان پذیر نشد و جمعیت به داخل حیات وزارت کشور آمدند و با صلوات و شعار و درود او را تا زمان ورود به ساختمان وزارت کشور همراهی کردند.
با وجود اینکه مهندس به ساختمان وزارت کشور وارد شده است، جمعیت زیادی از مردم و دانشجویان در مقابل وزارت کشور همچنان ایستاده اند و با سربند و بازوبند و پرچم های سبز شعار حمایتی از مهندس می دهند و سرود یار دبستانی و ای ایران را همنوایی می کنند.
حاضران شعار می دهند: درود بر خاتمی سلام بر موسوی. پلاکادرهایی در دست حاضران در مقابل وزارت کشور دیده می شود که روی یکی از آنها نوشته شده است:
«خرداد ماه ترانه سرایی ماست تا بهار یک زمستان باقیست».
عکس هایی از خاتمی و میرحسین و میرحسین و زهرا رهنورد در دست جمعیت حاضر است. پرچم ایران و پرچمهای سبز به دست دارند مچ بند و بازوبند به دست دارند.
روی بازوبندها نوشته شده است «موسوی امید سبز ایران».
پرچم های سبز به نام مقدس حضرت زهرا (ص) مزین شده و روی برخی از آنها نوشته شده است: «انسانم آرزوست...».
اختصاصی سرو: آخرین نظرسنجیها از سیر صعودی آرای میرحسین موسوی در انتخابات ریاستجمهوری دهم و ثابت ماندن رای احمدینژاد حکایت دارد. در رقابت نفسگیری که میان موسوی و احمدینژاد جریان دارد، نامزد اصلاحطلبان در بسیاری از استانها از احمدی نژاد پیشی گرفتهاست تا راه برای جنبش اصلاحات هموارتر شود.
برابر با یکی از جدیدترین نظرسنجیها، رای میرحسین موسوی در استانهایی چون اردبیل و ایلام بیش از دو برابر رای احمدینژاد است. در استانهای دیگری نیز چون خوزستان، قم، کرمان و آذربایجان شرقی پیروزی موسوی بر رقیب خود قطعی است.
این نظرسنجی که کمتر از نیمی از استانهای ایران را دربرگرفتهاست، نشان از رقابت پایاپای موسوی و احمدینژاد در برخی حوزهها از دارد، مثل خراسان رضوی، خراسان جنوبی و خراسان شمالی.
در برخی از استانها نیز که احمدینژاد از موسوی جلوتر است ، فاصله رای این دو به هم بسیار نزدیک است. اصفهان، همدان، قزوین و فارس از استانهایی است که احمدینژاد با فاصله کمی از موسوی جلوتر است، اما پیشبینیها حکایت از این دارد که در روزهای آینده موسوی از احمدینژاد پیشی بگیرد.
نکته جالب توجه این که در نظرسنجیهایی که پرسشگران به در خانهها یا ادارات و محل کار مراجعه کردهاند، رای احمدینژاد بالاتر از نظرسنجیهایی است که مردم در خیابانها و پارکها به پرسشگران پاسخ دادهاند.
نظرسنجی دیگری نیز نشان میدهد که رشد آرای موسوی در روزهای اخیر 7 درصد بودهاست و رشد آرای احمدینژاد، 4 درصد. به عبارتی، هر چه به انتخابات ریاستجمهوری نزدیکتر میشویم به آرای مهندس موسوی نیز افزوده میشود. نکته آن که هنوز تلویزیون جمهوری اسلامی ایران تصویر میرحسین موسوی را پخش نکردهاست، در حالی که هر روز احمدینژاد به واسطه مانورهای تبلیغاتی خود راهی به تلویزیون مییابد. این مسئله از آنجا اهمیت پیدا میکند که تلویزیون رسمی ایران سهم بسیاری در پر کردن اوقات فراغت خانوادههای ایرانی دارد و شمار مخاطبانش قابل مقایسه با دیگر رسانهها نیست، اما در روزهای انتخابات، تلویزیون نیز ناگزیر از پخش تصاویر مهندس موسوی میشود که همین کفه ترازو را به نفع اصلاحطلبان سنگینتر میکند.
اما در یکی از نظرسنجیها فاكتورهاي جذاب كانديداها از ديد شركت كنندگان آمده که برابر آن حامیان موسوی به خاطر صداقت، پاكی و اقتدار به او رای خواهند داد.
میرحسن موسوی در دانشگاه کرمان گفت: مواضع اقتصادی خود را در جمع اقتصاددانان کشور به طور روشن بیان کرده ام و جای ابهامی نیست.
به گزارش خبرنگار کلمه، میرحسین موسوی در جمع پر شور و شعور دانشگاهیان کرمان اظهار داشت: یکی از مهم ترین اصول بنده حمایت از تولید ملی و صنایع داخلی است و اجازه نمی دهیم پرتقال بمیها و کرمانیها روی زمین بماند و پرتقال چینی ها با مارک اسرائیلی ها وارد کشور شود.
وی افزود: ما در کشور بسیجی مدافع مردم می خواهیم و بسیجیهایی می خواهیم که اگر صندوق رای به دستش دادند، مانند ناموس از آن حفاظت کند.
موسوی تاکید کرد: برای ثبات و توسعه کشور وجود احزاب توانمند را بسیار با اهمیت می دانم و حساسیتی هم به اسم احزاب، اعم از مشارکت، کارگزاران و مجاهدین انقلاب ندارم و از توان همه استفاده می کنم.
او همچنین گفت: شایسته سالاری اصل اساسی است و دوستانی که با من همراهی می کنند، همه از افراد توانمند کشور هستند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس افزود: اینکه ادعا کنیم مافیا کشف کرده ایم و بعد از 4 سال نتوانیم حتی یک نفر از این مافیا را به دادگاه تحویل دهیم، هنر نیست.
مهندس موسوی همچنین گفت: باید از همه نیروهای توانمند و شایسته برای اداره کشور استفاده کرد؛ به احزاب احترام می گذارم و یکی از برنامه های بنده نیز تقویت احزاب است.
موسوی تصریح کرد: سیستم نظم دهنده پولی کشور در دولت نهم از بین رفته است و برنامه مبارزه با فساد من احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شفاف سازی در سیستم اقتصادی کشور است تا زمینه جرم نیز در نظام اجرایی کشور به حداقل برسد.
وی تاکید کرد: با ادعا و شعار خالی، مبارزه با فساد امکان ندارد و نتیجه این شعارهای بی عمل را امروز می بینیم؛ باید پرسید که این وضعیت فعلی اقتصاد کشور نشانه سلامت اقتصادی است یا فساد؟
وی با انتقاد از صدا و سیمای کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت: یک روز عده ای به من گفتند از خوبی های دولت نهم بگو که من پاسخ دادم تمام شبکه های تلویزیون از خوبی های دولت می گویند پس بگذارید من انتقاد کنم.
موسوی ادامه داد: یکی دو تعریف از دولت کردم؛ تلویزیون آنقدر روی آنها مانور داد که تعریف من تبدیل به تحریف شد و توبه کردم که دیگر چنین نکنم.
مهندس موسوی در خصوص جایگاه زنان گفت: اگر از من بپرسید می گویم خانم های ما شایستگی وزارت را دارند و خانم ها باید در کابینه حضور داشته باشند.
وی تصریح کرد: البته زنان ما در همه بخش ها با تبعیض ها روبه رو هستند. مثلا زنانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند، از جایگاه شغلی مناسبی برخوردار نمی شوند یا این که زنان خانه دار هم با مشکلات متعدد روبه رو هستند.
میرحسین همچنین گفت: من با هر نوع نگاه امنیتی در سطح دانشگاه ها مخالف هستم و بر این باورم که گیت گذاشتن در دانشگاه ها و امنیتی شدن فضا به نفع کشور نیست.
وی همچنین گفت: باید با انتخاب یک وزیر آموزش عالی مناسب به سمت بازتر شدن فضای دانشگاه ها حرکت کنیم.
میرحسین موسوی ضمن گرامی داشت یاد مرحوم افضلیپور، بنیان گذار دانشگاه باهنر کرمان از استان به عنوان مهد تمدنی کهن نام برد و گفت: تاکنون تاریخ هنر در جهان تمدن سوم را در فصل اول خود معرفی می کرد اما پس از معرفی تمدن جیرفت تصور می شود که این تمدن سال ها جلوتر از تمدن سومری است و در تاریخ جهان باید تجدید نظر شود .
وی در جواب سئوال یکی از دانشجویان که پرسید در مدت هشت سال دولت اصلاحات تخلفی صورت نگرفت، چرا اکنون هزاران تخلف صورت گرفته و تکلیف میلیاردها دلار در دولت مشخص نیست، گفت: مهم ترین دلیل این اتفاقات قانون گریزی و قانون شکنی است.
وی افزود: ما در کشور قوانینی داریم که از نظر محتوایی گاهی خوشایند نیست، اما هیچ نظامی بدون رعایت قانون پایدار نمی ماند.
این کاندیدای ریاست جمهوری افزود: در ایران هنوز انقلاب نشده بود که حضرت امام ( ره) در پاریس طرح قانون اساسی را می ریختند و پس از همه پرسی در اوایل انقلاب، قانون به سرعت شکل گرفت.
وی ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی را شعار خود ذکر کرد و گفت: این دولت از قاعده بازی عدول کرد و قانون گریزی را پیشه خود قرار داد در یک نشست و برخواست 18 شورای مهم قانونی، کارشناسی و اقتصادی را منحل کرد و مسیر عقلانی تصمیم گیری ها را با مشکلات اساسی مواجه کرد.
موسوی اظهار داشت: یکی از قدم هایی که در این انتخابات باید برداشته شود برگرداندن این تصمیم گیری ها به مسیر اصلی خود است.
میرحسین موسوی محتوای دانشگاه را مهم تر از قالب های آن عنوان کرد و گفت: دانشجویان آگاه و شجاع سرمایه ای برای کشور هستند.
وی با اظهار خوشحالی از خواسته فرهنگی نماینده اساتید این دانشگاه تاکید کرد: خواسته های فرهنگی مسئله ی اساسی در کشور است در حالی که امروز کوچک ترین اهمیتی نداشته و به شدت با سیاست مربوط شده است.
موسوی با اشاره به دعوت امام خمینی (ره) بر وحدت همه نیروها گفت: تنوع اندیشه به نفع کشور است به شرط آنکه بر اجرای قانون اساسی و آرمان های انقلاب تاکید کنیم. ما دست خود را به سوی همه ی نیروها از بسیج تا مشارکت دراز کردیم و تا وقتی که ساختار شکنی نکرده و نظام و قانون اساسی را قبول داشته باشند، کار می کنیم.
وی با انتقاد از حذف نیروهای انسانی به عنوان سرمایه های نظام گفت: اگر نسبت به لایه های مختلف جامعه احساس بی نیازی کنیم به وضعیت چهار سال پیش دچار می شویم.
وی صحنه ی مبارزات انتخاباتی را برای جذب نیروهای خوب کشور مفید دانست و گفت: هر کس ایده بهتر و نو تری برای ایران پیشرفته دارد، باید در این صحنه حضور یابد.
موسوی با بیان اینکه تعداد زیادی از وزرا در زمان نخست وزیری با بنده مخالف بودند، گفت: اما این مسئله در اداره ی کشور خللی وارد نکرد و ما همیشه دور یک میز مسائل کشوری را حل می کردیم و الان هم با همان اعتقاد و روحیه وارد عرصه شدهام.
موسوی با اشاره به کاندیداتوری مدیران برجسته دولت خود جهت ریاست جمهوری، گفت: نباید دنبال افراد ضعیف و حرف شنو باشیم بلکه باید آدم های درست را جذب کنیم.